
فضیلت شب نیمه شعبان
نیمه شعبان اگر چه شرافتش را وامدار مولود خجستهای است که در این روز زمین را با قدوم خویش متبرّک ساخته است، اما همه عظمت آن در این خلاصه نشده و در تقویم عبادی اهل ایمان نیز از جایگاه و مرتبه والایی برخوردار است.
نیمه شعبان در اذهان شیعیان و محبّان اهلبیت علیهمالسّلام، به عنوان روز میلاد نجات بخش موعود معنا و مفهوم مییابد. روز میلاد بزرگ مردی که انسانیت، ظهور او را به انتظار نشسته و عدالت برای پایبوس قدمش لحظهشماری میکند.
نیمه شعبان اگر چه شرافتش را وامدار مولود خجستهای است که در این روز زمین را با قدوم خویش متبرّک ساخته است، اما همه عظمت آن در این خلاصه نشده و در تقویم عبادی اهل ایمان نیز از جایگاه و مرتبه والایی برخوردار است.
در روایاتی که از طریق شیعه و اهل تسنّن نقل شده فضیلتهای بسیاری برای عبادت و راز و نیاز در شب و روز خجسته نیمه شعبان بر شمرده شده است و این خود تمثیل زیبایی است از این موضوع که برای رسیدن به صبح وصال موعود باید شب وصل با خدا را پشت سر گذاشت، و تا زمانی که منتظر، عمر خویش را در طریق کسب صلاح طی نکند نمیتواند شاهد ظهور مصلح موعود باشد.
با توجه به اهمیّت فراوانی که روایات به شب نیمه شعبان داده شده و حتّی آن را هم پایه شب قدر شمردهاند، در این مجال برخی از روایتهایی را که در بیان مقام و منزلت این شب روحانی وارد شدهاند مورد بررسی قرار میدهیم. باشد تا خداوند ما را به عظمت این شب مقدس واقف گرداند و توفیق بهرهبرداری از برکات آن را عطا فرماید:
از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در این زمینه روایتهای بسیاری نقل شده که یکی از آنها به این شرح است:
شب نیمه شعبان در خواب بودم که جبرییل به بالین من آمد و گفت: ای محمد! چگونه در این شب خوابیدهای؟ پرسیدم: ای جبرییل! مگر امشب چه شبی است؟ گفت: شب نیمه شعبان است. برخیز ای محمّد! پس مرا از جایم بلند کرد و به سوی بقیع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند کن! امشب درهای آسمان گشوده میشوند، درهای رحمت باز میگردند و همه درهای خوشنودی، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزی، نیکی و بخشایش نیز گشوده میشوند. خداوند در این شب به تعداد موها و پشمهای چهارپایان (بندگانش را از آتش جهنم) آزاد میکند. امشب خداوند زمانهای مرگ را ثبت و روزیهای یک سال را تقسیم میکند و همه آنچه را که در طول سال واقع میشود نازل میسازد. ای محمد! هر کس امشب را با منزّه داشتن خداوند (تسبیح)، ذکر یگانگی او (تهلیل)، یاد بزرگی او (تکبیر)، راز و نیاز با او (دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهای مستحب (تطوع) و آمرزش خواهی (استغفار) صبح کند، بهشت جایگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را که پیش از این انجام داده و یا بعد از این انجام میدهد، خواهد بخشید... .(۱)
یکی از همسران پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله حالات ایشان را در شب نیمه شعبان چنین بیان میکند:
در یکی از شبها ناگهان متوجه شدم که پیامبر خدا بستر خود را ترک کرده است، به جستجوی ایشان پرداختم، امّا به ناگاه دیدم که حضرتش مانند جامهای که بر زمین افتاده باشد به سجده رفته و چنین راز و نیاز میکند:
«أصبحت إلیک فقیرا خائفا مستجیرا فلا تبدّل اسمی و لا تغیِّر جسمی و لا تجهد بلائی و اغفرلی»؛
به سوی تو آمدم در حالی که تهیدست، ترسان و پناه جویم، پس نام برمگردان، جسم مرا تغییر مده، گرفتاریم را افزون مساز و از من در گذر.
آنگاه سر خود را بلند کرد و بار دیگر به سجده رفت و در آن حال شنیدم که میفرمود:
«سجد لک سوادی و خیالی و امن بک فؤادی هذه یدای بما جنیت علی نفسی یا عظیم ترجی لکلّ عظیم إغفرلی ذنبی العظیم فإنّه لایغفر العظیم إلّا العظیم»؛ سراپای وجودم برای تو سجده کرده و قلبم به تو ایمان آورده است؛ این دو دست من با همه جنایتی که بر خود روا داشتهام، پس از بزرگی که برای هر کار بزرگی امیدها به سوی تو است؛ از گناهان بزرگ من درگذر، چرا که از گناهان بزرگ در نمیگذرد مگر پروردگار بزرگ.
بعد از ادای این کلمات سر خود را بلند کرده و برای سومین بار به سجده رفت و این جملات را بر زبان جاری ساخت:
«أعوذ برضاک من سخطک و أعوذ بمعافاتک من عقوبتک و أعوذ بک منک أنت کما اثنیت علی نفسک و فوق ما یقول القائلون»؛ از خشم تو به خشنودیت پناه میبرم، از کیفر تو به بخشش تو پناهنده میشود و از تو به سوی خودت پناه میجویم، تو همان گونهای که خود توصیف کردهای و بالاتر از آنی که گویندگان میگویند.
لحظاتی دیگر سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت و در حالی که میفرمود:
الّلهمّ إنّی أعوذ بنور وجهک الذی أشرقت له السموات و الأرض و قشّعت به الظلمات و صلح به أمر الأوّلین و الآخرین أن یحلّ علیّ غضبک أو ینزّل علیّ سخطک أعوذ بک من زوال نعمتک و فجاهٔ نقمتک و تحویل عافیتک و جمیع سخطک، لک العتبی فی استطعت و لاحول و لاقوهٔ إلّا بک»؛ خدایا به نور وجه تو که آسمانها و زمین از آن روشن شده، تاریکیها با آن از بین رفته و کار پیشینیان و آیندگان با آن اصلاح شده است پناه میبرم، از این که به خشم تو گرفتار شوم و یا دشمنی تو بر من نازل شود. پناه میبرم به تو از زوال نعمتت، نزول ناگهانی عذابت، دگرگونی سلامتیات و همه آنچه که خشم تو را در پی دارد. خشنودی نسبت به آنچه من در توان دارم از آن توست و هیچ حرکت و نیروی نیست مگر به سبب تو.
چون این حال را از پیامبر دیدم او را رها کردم و شتابان به طرف خانه حرکت کرد. نفسنفس زنان به خانه رسیدم. وقتی پیامبر به خانه برگشتند و حال مرا دیدند گفتند: چه شده است که این چنین به نفسنفس افتادهای؟
گفتم: ای رسول خدا من به دنبال شما آمده بودم، پس فرمود:
آیا میدانی امشب چه شبی است؟! امشب شب نیمه سعبان است. در این شب اعمال ثبت میگردند، روزیها قسمت میشوند، زمانهای مرگ نوشته میشوند و خدواند تعالی همه را میبخشد مگر آنکه به خدا شرک ورزیده یا به قمار نشسته است. یا قطع رحم کرده یا بر خوردن شراب مداومت ورزیده یا بر انجام گناه اصرار ورزیده است... .(۲)
پرسشی که با مطالعه روایتهای بالا به ذهن خطور میکند این است که چرا با این که در بسیاری از روایات تصریح شده که تعیین زمان مرگ مردمان و تقسیم روزی آنها در شب قدر و در ماه مبارک رمضان صورت میگیرد، در دو روایت یاد شده شب نیمه شعبان به عنوان زمان تقدیر امور مزبور ذکر شده است؟
مرحوم سیّد بن طاووس (م ۶۶۴ ق.) در پاسخ پرسش یاد شده میگوید:
شاید مراد روایات مزبور این باشد که تعیین زمان مرگ و تقسیمروزی به صورتی که احتمال محو و اثبات آن وجود دارد، در شب نیمه شعبان صورت میگیرد، اما تعیین حتمی زمان مرگ و یا تقسیم حتمی روزیها در شب قدر انجام میشود. و شاید مراد آنها این باشد که در شب نیمه شعبان امور مزبور در لوح محفوظ تعیین و تقسیم میشوند، ولی تعیین و تقسیم آنها در میان بندگان در شب قدر واقع میشود. این احتمال هم وجود دارد که تعیین و تقسیم امور یاد شده در شب قدر و شب نیمه شعبان صورت گیرد، به این معنا که در شب نیمه شعبان وعده به تعیین و تقسیم امور مزبور در شب قدر داده میشود. به عبارت دیگر اموری که در شب قدر تعیین و تقسیم میگردند، در شب نیمه شعبان به آنها وعده داده میشود. همچنان که اگر پادشاهی در شب نیمه شعبان به شخصی وعده دهد که در شب قدر مالی را به او میبخشد، در مورد هر دو شب این تعبیر صحیح خواهد بود که بگوییم مال در آن شب از آن حضرت چنین بخشیده شده است.(۳)
کمیل بن زیاد از یاران امام علی علیهالسّلام چنین روایت میکند که:
در مسجد بصره در نزد مولایم امیرالمؤمنین نشسته بودم و گروهی از یاران آن حضرت نیز حضور داشتند، در این میان یکی از ایشان پرسید: معنای این سخن خداوند که: «فیها یفرق کل أمر حکیم»(۴) ؛ در آن شب هر امری با حکمت معین و ممتاز میگردد، چیست؟ حضرت فرمودند:
«قسم به کسی که جان علی در دست اوست همه امور نیک و بدی که بر بندگان جاری میشود، از شب نیمه شعبان تا پایان سال، در این شب تقسیم میشود. هیچ بندهای نیست که این شب را احیاء دارد و در آن دعای خصر بخواند، مگر آن که دعای او اجابت شود.» پس از آن که امام از ما جدا شد، شبانه به منزلش رفتم. امام پرسید: چه شده است ای کمیل؟ گفتم ای امیرمؤمنان آمدهام تا دعای خصر را به من بیاموزی، فرمود:
بنشین ای کمیل! هنگامی که این دعا را حفظ کردی خدا را در هر شب جمعه، یا در هر ماه یک شب، یا یک بار در سال یا حداقل یک بار در طول عمرت، با آن بخوان، که خدا تو را یاری و کفایت میکند و تو را روزی میدهد، و از آمرزش او برخوردار میشوی، ای کمیل! به خاطر زمان طولانی که تو با ما همراه بودهای بر ما لازم است که درخواست تو را به بهترین شکل پاسخ دهیم، آنگاه دعا را چنین انشاء فرمود... (۵)
شایان ذکر است که این دعا همان دعایی است که امروزه آن را با نام «دعای کمیل» میشناسیم.
امیرمؤمنان علی علیهالسّلام، در روایتی دیگر در فضیلت شب نیمه شعبان چنین میگوید:
در شگفتم از کسی که چهار شب از سال را به بیهودگی بگذراند: شب عید فطر، شب عید قربان، شب نیمه شعبان و اولین شب از ماه رجب... .(۶)
از امام صادق علیهالسّلام روایت شده که پدر بزرگوارشان در پاسخ کسی که از فضیلت شب نیمه شعبان از ایشان پرسیده بود فرمودند:
این شب برترین شبها بعد از شب قدر است، خداوند در این شب فضلش را بر بندگان جاری میسازد و از منّت خویش گناهان آنان را میبخشد، پس تلاش کنید که در این شب به خدا نزدیک شوید. همانا این شب، شبی است که خداوند به وجود خود سوگند یاد کرده که در آن درخواست کنندهای را، مادام که درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند. این شب، شبی است که خداوند آن را برای ما خاندان قرار داده است، همچنان که شب قدر را برای پیامبر ما قرار داده است. پس بر دعا و ثنای بر خداوند تعالی بکوشید، که هر کس در این شب صد مرتبه خداوند را تسبیح گوید، صد مرتبه حمدش را بر زبان جاری سازد، صد مرتبه زبان به تکبیرش گشاید و صد مرتبه ذکر یگانگی (لا اله الا اللّه) او را به زبان آورد، خداوند از سر فضل و احسانی که بر بندگانش دارد، همه گناهانی را که او انجام داده بیامرزد و درخواستهای دنیوی و اخروی او را برآورده سازد، چه درخواستهایی که بر خداوند اظهار کرده و چه درخواستهایی که اظهار نکرده و خداوند با علم خود بر آنها واقف است... .(۷)
آنچه ذکر شد بخشی از روایات فراوانی است که در فضیلت شب و روز نیمه شعبان وارد شدهاند( ۸) ، امّا باید دانست شرافت این شب خجسته، علاوه بر همه آنچه که بیان شد، به اعتبار مولود مبارکی است که در این شب قدم به عرصه خاک نهاده است. وجود مقدسی که سالها پیش از تولدش مژده میلاد او به مسلمانان داده شده بود و شاید همه عظمت این شب و تکریم و بزرگداشتی که در کلمات معصومان علیهمالسّلام از آن شده است به خاطر وجود همین مولود مبارک باشد. چنانکه بزرگانی چون سیّد بن طاووس به این موضوع اشاره کرده و بر همگان لازم دانستهاند که در این شب خدای خویش را به سبب منّت بزرگی که با میلاد امام عصر علیهالسّلام بر آنها نهاده سپاس گویند و تا آنجا که توان دارند شکر این نعمت الهی را به جای آورند.(۹)
در یکی از دعاهایی که در شب نیمه شعبان وارد شده است چنین میخوانیم:
اللّهم بحقّ لیلتنا هذه و مولودها و حجّتک و موعودها الّتی قرنتَ إلی فضلها فضلاً فتمّت کلمتک صدقا و عدلاً لامبدلّ لکلماتک... (۱۰) ؛ بار خدایا تو را میخوانیم به حق این شب و مولود آن، و به حق حجّتت و موعود این شب، که فضیلتی دیگر بر فضیلت آن افزودی و سخن تو از روی راستی و عدالت به حدّ کمال رسیده و هیچ کس را یارای تبدیل و تغییر سخنان تو نیست.
مطابق روایتهای بسیاری که شیعه و اهل تسنن آنها را نقل کردهاند میلاد خجسته امام عصر علیهالسّلام، در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ ق. واقع شده و باعث مزید فضیلت این شب مبارک گشته است.(۱۱)
امیدواریم که خداوند به برکت مولود با عظمت شب نیمه شعبان به همه ما توفیق درک فضیلتهای این شب خجسته را عطا فرماید و همه ما را از زمره یاوران و خدمتگزاران مولود این شب قرار دهد.
پینوشتها:
۱ . ابن طاووس، علی بن موسی، أقبال الأعمال، ص ۲۱۲/ المجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۹۸، ص۴۱۳.
۲ . ابن طاووس، علی بن موسی، همان، صص۲۱۷-۲۱۶.
۳ . همان، ص۲۱۴.
۴ . سوره دخان (۴۴) آیه ۴. لازم به توضیح است که غالب مفسران آیه یاد شده را ناظر به شب قدر دانستهاند. ر.ک: الطباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۱۳۰.
۵ . ابن طاووس، علی بن موسی، همان، ص۲۲۰.
۶ . المجلسی، محمدباقر، همان، ج۹۴ ص۸۷، ح۱۲.
۷ . ابن طاووس، علی بن موسی، همان، ص۲۰۹/ المجلسی، محمد باقر، همان، ج۹۴، ص۸۵، ح۵؛ الصدوق، محمد بن علی بن الحسین، همان ج۲، ص۴۲۴، ح۱.
۸ .برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: ابن طاووس، علی بن موسی، همان، صص۲۳۷-۲۰۷؛ المجلسی، محمد باقر، همان.
۹ . ابن طاووس، علی بن موسی، همان، ص۲۱۸.
۱۰.همان، ص۲۱۹.
۱۱.ر.ک: الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۵۱۴/ الصدوق، محمد بن علی بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمهٔ، ج۲، ص۴۳۲/ شبراوی، عبدالله بن محمد، الأتّحاف بحبّ الأشراف، ص۱۷۹/ ابن صبّاغ المالکی، نورالدین علی بن محمد، الفصول المهمّهٔ فی معرفهٔ الأئمّهٔ، ص۳۱۰.
مهدويت پس از عاشورا
انديشه ي مهدويت در طول تاريخ در بين شيعه به طور خاص ودر ميان تمام مسلمانان به طور عام وهمچنين با نام منجي در ميان تمام ملل وجود داشته است، اما در مواقعي که ظلم وستم ورنج مردمان افزون بر طاقتشان مي شده نمود و بروز ديگري مي يافت. ادعاي دروغين مهدويت موضوعي است که هميشه جامعه ي اسلامي و به خصوص شيعي را دچار تشتت وآسيب مي کرده است. اين ادعاها که امروزه و هر چه به ظهور نزديکتر مي شويم پررنگتر و بيشتر مي شود، سابقه اي به طول خود اسلام دارد. اولين نشانه هاي ادعاي مهدويت را مي توان پس از واقعه عاشورا مشاهده کرد.
حادثه ي عظيم عاشورا ضربه ي خرد کننده اي بر پيکر شيعه وارد کرد و با انعکاس آن در سراسر سرزمين اسلامي رعب و وحشت شديدي در جامعه اسلامي بر پا کرد. در آن روزگار محبوبتر ونزديکتر از امام حسين(ع) نزد پيامبر وجود نداشت وهمگان بر اين موضوع آگاهي داشتند،به خصوص کساني که پيامبر را درک کرده و از تابعين بودند. پس از آن بود که با توجه به نحوه ي شهادت امام و يارانش و اسارت اهل بيت پيامبر توسط امويان مردم ازعمق ستمگري وظلم ايشان اطلاع يافته و دريافتند که يزيد در راه تثبيت پايه هاي حکومتي خود از هيچ جنايتي دريغ نمي کند. واقعه حره پس از عاشورا وسرکوب مردم مدينه توسط سپاه يزيد اختناق را در کل جامعه ي اسلامي به نهايت خود رساند. حکومت خلفاي بعدي اموي همچون معاويه بن يزيد ،مروان بن حکم ،عبدالملک بن مروان ،و وليد بن عبدالملک هم با خشونت و اختناق شديد همراه بود. اين شرايط سخت بود که شخصي جاه طلب چون عبدالله بن زبير را به فکر خلافت انداخت. او بااستفاده از کاهش محبوبيت امويان در جامعه سلامي ادعاي خلافت کرده و توانست در مدينه عد ه اي را به دور خود جمع کند. همين شرايط سخت واختناق شديد بود که زمينه ي ظهور يک منجي را در بين مردم به خصوص شيعيان که در مرکز تهديدات قرار داشتند، ايجاد کرد. شهادت امام حسين(ع)تاثير شگرفي برعواطف مذهبي مردم ونيز بر آينده شيعه گذاشت؛ به طوريکه حتي عده اي تاريخ ظهور شيعه را اين دوره مي دانند، گر چه اين نظر چندان صحيح نمي رسد. مردم کوفه که از عدم همراهي فرزند پيامبر در برابر دشمنان نادم وپشيمان بودند، پي به غفلت و کوتاهي خود در حمايت از نواده ي پيامبربرده وبراي توبه از اين غفلت بزرگي راهي جز انتقام خون حسين(ع) براي خود نديدند. رهبري اين گروه که خود را توابون (توبه کاران) مي ناميدند بر عهده ي سليمان بن صردالخزايي بود وهسته ي اوليه ي آن را صد نفر از شيعيان ومعتمدين حضرت علي(ع) تشکيل مي دادند. تشکيل اين گروه توابون را مي توان اولين بازتاب عملي واقعه کربلا پس از يک مدت دوره ي فطرت دانست. با مرگ ناگهاني يزيد شرايط به نفع ايشان تغيير يافت. آنها توانستند در ابتدا حمايت 16000 نفر را که در ميانشان علاوه بر کوفيان مردم بصره و برخي قبايل ديگر حضور داشتند، به دست بياورند. اما هنگام رويارويي باز هم داستان آن روزها تکرار شد و در نهايت تنها 3000نفر در مقابل سپاه سي هزارنفري عبيدالله بن زياد شرکت کردند. سرانجام با کشته شدن بيشتر رهبران نهضت،باقيمانده ي توابون به سمت کوفه باز گشتند.
در اين اوضاع واحوال درکوفه مختار بن ابوعبيده الثقفي که از پيروان متعهد اهل بيت در کوفه بود، براي خونخواهي امام حسين دست به تشکيل نيروي نظامي زد. در ابتدا او توابون را به شرکت در نيروي او و جلوگيري از هرگونه عمل شتابزده دعوت کرد اما ايشان اورا نپذيرفتند. زيرا تمام انگيزه هاي نهفته در دعوت او برايشان آشکار نبود. در صورتي که توابون در حقيقت تنها يک هدف خالص را دنبال مي کردند و آن انجام وظيفه اي که روزي در برابر آن کوتاهي کرده بودند.
در مورد شخصيت و ويژگيهاي مختار اختلاف شديدي وجود دارد. برخي او را جاه طلب وبرخي او را معتقد ودوستدار اهل بيت مي دانند. از اينرو در مورد اقدامات او و واکنش حضرت امام سجاد(ع) به آن بحثها و تعبريات گوناگوني وجود دارد. اما چيزي که در اين ميان وجود دارد اين است که او در سال 66 هجري قيام خود را با شعار «يا لثارات الحسين» (پيش به سوي انتقام خون حسين) آغاز کرد. وحتي مي بينيم که پس از کشتن بسياري از قاتلان کربلا به خصوص سر عبيدالله بن زياد را نزد حضرت علي بن الحسين (ع) مي فرستد. مختار براي قيام خود نيازمند حمايت اهل بيت بود. او در حجاز تماسهاي مکرري با حضرت زين العابدين گرفت اما نتوانست او را به رهبري قيام خود ترقيب کند.
مختار پس از ناکامي در جلب حمايت علي ابن الحسين(ع) به سمت فرزند ديگر حضرت علي(ع) محمد ابن الحنفيه رفت و قيام خود را به نام او آغاز کرد. او به اين وسيله توانست اعتماد مردم عراق را به دست بياورد. در اين زماني بود که عبدالله ابن زبير در برآورده کرده خواسته هاي عراقيان به خصوص در زمينه ايجاد عدالت بين ايشان موفق نبود و مردم اين ديار با توجه به شرايط موجود به سمت مختار رفتند. با توجه به حرکات اين دو مي توان پي به خواسته جامعه اسلامي که رهايي از حکومت امويان بود، برد. اين خواسته و نياز در بين اهل عراق و کوفه بيشتر بود و همين نياز بود که موجب دعوت از امام حسين(ع) شد.
مختاربا توجه به ظلم وتعدي امويان و شرايط آن دوران واز بين رفتن حکومت و روحانيت خاندان بني هاشم در بين مردم، با تبليغات خود توانست محمد بن الحنيفه رانه تنها به عنوان امام از نسل علي(ع) بلکه با نام مهدي موعود معرفي کند. اين اولين ادعاي مهدويت در طول تاريخ بود که نشان از عمق انديشه ي مهدويت در جامعه اسلامي آن روز است که پيامبر توانسته بود در بين مردم ايجاد کند و ائمه ديگر هم اين انديشه را تبيين کردند.
اما اينکه چرا شيعيان به سمت مختار و اين الحنفيه تمايل پيدا کردند ناشي از شرايط فکري مردم بود. پس از واقعه کربلا وعين الورده آنچه باقي مانده بود، اعراب معمولي مردد و موالي بودند که در اوضاع نا ميدي و بسيار سخت قادر به تشخيص وتمايز مکتبي بين فرزند علي به تنهايي و فرزند علي و فاطمه نبودند. هر چند احاديثي وجود دارد که امام حسين (ع)فرزند خود علي بن الحسين(ع) را به جانشين و امامت پس از خود معرفي کرد اما با توجه به شرايط ذکر شده و با توجه به تقيه امام سجاد در شرايط اختناق شديدحکومت اموي اکثر شيعيان از محمد بن الحنيفه پيروي کردند.
گر چه ابن الحنيفه خود مستقيم دعوتي براي امامت خود نکرد، چرا که به نظر مي آيد خود او هم درامامت خود شک داشت، اما تبليغات مختار را هم رد نکرد. اين هم از نکات مبهم تاريخ است. عده اي معتقدند که در شراط تقيه حضرت سجاد(ع) مختار مجبور بود کسي غير از ايشان را امام معرفي کند تا گزندي يه وجود مقدش نرسد و با توجه به عدم تلبيغ ابن الحنفيه براي خود امويان نمي توانستند نسبت به او هم معترض شوند. اما در مقابل عده ي زيادي اين کار مختار را بدعت در دين دانسته و آنرا محکوم مي کنند.
از اين رو در مي يابيم که اين شخصيت محمد ابن الحنيفه نبود که مردم را به عنوان مهدي او را پذيرفتند بلکه شرايط سخت اجتماعي واستيلاي امويان و تبليغات مختار موجب اين امرشد. با دقت در تبليغات مختار درمي يابيم که عمده تاکيد او در تبليغات بر مهدويت ابن الحنيفه قرار داشتند به امامت او وشايد اين مهمترين دليل جذب مردم به سوي او باشد.
هر چند احاديث فرواني است که پيامبر ،مهدي موعود را از نسل خود مي داند اما شرايط آن روزگار و تقيه ي امام بر حق توانايي دقت در اين احاديث را از مردم گرفته بودند . پس از همه گير شدن وتوفيقات نهضت مختار با قيمانده شيعيان نيز به اين قافله پيوستند و مهدويت محمد ابن الحنفيه مسئله روز شيعيان گشت و با نشر آن در طول زمان مورد پذيرش عامه مردم قرار گرفت و اعتقادات خود را را بر مبناي آن بسط دادند.
در اين شرايط است که امام با دلي پر درد از کمي ياران خود مي گويد. بطوريکه حتي برخي از شيعيان واصحاب ممتاز مانند ابو خالدالکابلي، قاسم بن عوف ابتدا گرد محمد بن الحنيفه جمع شده بودند اما با تلاشهاي امام او را رها کرده وهسته ي اوليه ياران امام را تشکيل دادند.
در چنين شرايطي، اثابت حقانيت امام سجاد بسيار دشوار بود. ظلم و اختناق شديد از طرف خلفي اموي و انحراف شيعيان از طرف ديگر امام را کاملا تنها کرده بود .اما با وجود اين اوضاع واحوال، امام توانست گروه کوچکي از پيروان قديمي اهل بيت همانند يحيي بن ام الطول ،محمد بن جبير مطعم ،جابر بن عبدالله انصاري را تشکيل دهد. حمايت جابر انصاري که از فداکارترين اصحاب پيامبر بوده دردو ميثاق العقبه و بيت الرضوان شرکت داشت اهميت فرواني داشت. در ميان ياران امام سجاد(ع) دو جوان پر شور کوفي به نام ابو حمزه ثابت بن دينار وفرات بن اصنف العبدي با ايمان قوي به خاندان امام حسين (ع) وجود داشتند بعد ها هم از ياران امام باقر شدند.
مي بينيم اولين انديشه ي انحرافي مهدويت در اين زمان وبا چنين شرايطي شکل مي گيرد. در همين اولين انحراف فکري، نقش عدم اطلاع وآگاهي توده مردم و عدم تفقه در دين وامام شناسي به وضوح ديده مي شود. اينجاست که وظيفه امام سجاد(ع) در اثبات حقانيت خود، آن هم در شرايط اختناق مشهود وپر رنگ مي شود. به شرايط فوق بايد اوضاع اسفناک فرهنگي و ديني توده مردم راهم اضافه کرد. اوضاعي که درآن علما وفقهاي ديني همچون محمد بن مسلم زهري، از فقيهان و محدثان بزرگ مدينه، که ابتدا مجذوب عظمت و زهد علي ابن الحسين (ع) شده بود، با چرخش به سوي امويان به عنوان يک عالم درباري درراستاي تقويت پايه هاي حکومت آنها قدم بر مي دارد. اوضاع اخلاقي جامعه هم دچار انحطاط شديد گشته بود؛ اشرافيت گرايي و ثروت اندوزي ،گسترش فعاليت زنان آواز خوان و غنا و احترامشان بين مردم، حتي در مکه ومدينه و عدم آگاهي مسلمانان از احکام دين خود همانند وضو ونماز، اهميت فعاليتهاي امام را نشان مي دهد.
منابع:
1- تشيع در مسير تارخ دکتر سيد حسين محمد جعفري
ترجمه دکتر سيد محمد تقي ايت الهي
2- تاريخ تشيع از اغاز تا پايان غيبت مهدي
غلامحسين محمدي
تولدامام زمان(عج):
حکیمه هرگاه خدمت امام حسن عسگری میرسید دعا می کرد خداوند به او فرزندی عطا فرماید میگوید یک روز مطابق عادت به دیدار امام رفته بودم همان دعا را گقتم حضرت فرمود: فرزندی را که دعا میکنی خدا به من عنایت فرماید امشب به دنیا می آید. نرجس همسر امام جلو آمد تا کفش من را درآورد گفت بانوی من کفشت را به من بده .گفتم سرورم به خدا سوگند نمیگذارم کفش مرا در آوری به من خدمت کنی من تو را خدمت می کنم.امام سخن مرا شنید وگفت عمه خدابه تو پاداش نیکو دهد. تا غروب نزد او بودم و کنیز را صدا زدم وگفتم کفشهایم را بیاور تا من بروم امام فرمود عمه امشب پیش ما بمان چون مولودی که نزد خداوند متعال است امشب به دنیا می آید تا خدا به وسیله او زمین را پس از مردن زنده کند .عرض کردم سرورم از چه کسی متولد می شود من در نرجس اثری از حمل نمی بینم؟ فرمود از نرجس ، نه غیر! او من برخاستم ونرجس را جستجو کردم وهیچ اثری در او نیافتم بسوی امام بازگشتم واو را از کار خود اگاه ساختم امام تبسم کرد وفرمود سپیده دم بر تو آشکار می شود که او فرزندی دارد زیرا اونیز مانند مادرموسی است که حمل او آشکار نبود چون فرعون در جستجوی موسی شکم زنان حامله را می درید واین طفل من همچون موسی (ع)است . حکیمه می گوید من تا سپیده دم مراقب نرجس بودم و او با آرامش نزد من خوابیده بود وهیچ حرکتی نمی کرد تا در پایان شب و به هنگام طلوع آفتاب هراسان ازجا بلند شد من او را در آغوش گرفتم و نام خدا را خواندم امام از اتاق دیگر صدا زد سوره انا انزلناه را بخوان و بر او بدم و من خواندم و از حال او جویا شدم .گفت آنچه مولایم به تو خبر داد آشکار شده است .من همچنان که به خواندن انا انزلناه ادامه دادم، در این هنگام از درون شکم مادر جنین با من هم صدا شد وهم چنان که من میخواندم اونیز با من میخواند و بر من سلام کرد سخت هراسان شدم امام فرمود:
از امر خداوند متعال تعجب نکن. خدای متعال ما ائمه را در کوچکی به حکمت گویا نموده ودر بزرگی حجت روی زمین قرار می دهد هنوز سخن امام تمام نشده بود که نرجس از نزد من ناپدید شد چنانکه پرده ای بین من و او آویختند که اورا نمی دیدم فریاد کشیدم وبه سوی امام دویدم.
امام فرمود: عمه بازگرد اورا در جایش خواهی یافت بازگشتم وطولی نکشید که حجاب بین من او برطرف شد ونرجس را دیدم چنان غرق نور است که چشمم را از دیدنش می پوشاند و پسری را که متولد شده بود دیدم که در سجده است وبه زانو افتاده و انگشتان سبابه را بلند کرده ومیگوید :
«أشهد أن لا الا الله وحده لا شریک له وان جدی محمداً رسول الله صلی الله علیه واله وأن ابی امیر المومنین»
آ نگاه بر امامت یکایک امامان تا خودش را گواهی داد وگفت بار خدایا میعاد مرا عملی ساز وکارم را به سرانجام برسان وگامم را استوار بدار وزمین را به وسیله من پر از عدل و داد کن .........
صفات ظاهری امام زمان :
همانا روایت شده که آن حضرت شبیه ترین مردم است به حضرت رسول درخلق وشمائل اوست. در شمائل آن حضرت است که آن جناب ابیض است که سرخی به او آمیخته وگندم گون است که عارض شود اورا زردی از بیداری شب و پیشانی او فراخ وسفید وتابان است و ابروانش بهم پیوسته و نیکوروست ونور رخسارش چنان درخشان است که مستولی شده بر سیاهی محاسن شریف و سر مبارکش، گوشت روی مبارکش کم است بر گونه راستش خالی است که پنداری ستاره ایست درخشان میان دندانهایش فاصله است چشمهایش سیاه و سرمه گون و در سرش علا متی است، میان دو کتفش عریض است و در شکم پا مانند جدش امیرالمومنین است. و وارد شده است که:
« المهدی طاووس أهل الجنته وجهه کالقمر الدری علیه جلا بیب النور .» یعنی: حضرت مهدی علیه السلام طاوس اهل بهشت است چهره اش مانند ماه در خشنده است و بر بدنش جامه ها از نور است .
«لیس بالطویل الشامخ ولا با لقصیر اللا زق »: نه دراز و بی اندازه و نه کو تاه و به زمین چسبیده است.« بل مر بوع القامه مدور الهامه »:قامتش متعدل وسر مبارکش مدور است، هیئت نیک خوشی دارد که هیچ چشمی هیئتئ به آن اعتدال ندیده است.
شیخ صدوق روایت کرده از ابوالصلت هروی که گفت :گفتم به حضرت رضا (ع) که علام امام زمان هنگام ظهور چیست؟ فر مود علامتش این است سنش زیاد است ولی جوان است به طوری که بیننده گمان می کند که چهل سال یا کمتر از آن را دارد. رسول الله است که همراه آن حضرت است.
علامات ظهور :
در آخرین حجی که پیامبر انجام دادند دست بر حلقه درب کعبه نموده و به ما گفتند: قبل از قیام امام زمان حاکمان ظلم و جور را پیشه خود می کنند و وزیرانشان به فسق آلوده می شوند و عرفا به ظلم دست می زنند و امنیان به مردم خیانت می کنند. در آن هنگام اقوامی حکومت می کنندکه چون مردم دم زنند کشته می شوند و اگر ساکت بمانند همه چیزشان را مباح شمارند کندن موهای مردم وکشیدن ناخن های مردم را حق خود می دانند وحرمتشان را لگد مال می کنند وخونهایشان را میریزند ودلهای مردم را از ترس و رعب پر می کنند و نمی بینی مردم را مگر ترسان و لرزان در سوره قمر آیه یک خداوند فرموده: نزدیک شد روز رستاخیز وماه شکافته شد؟ رسول خدا فرمود ند: آنوقت هنگام ظهور امام قائم(ع) است .
امام محمد باقر (ع) می فرماید: کار به حدی سخت می شود تا آنکه انسان صبح و شب آرزوی مرگ می کند به خاطر جنایتهای بزرگی که از افرادی چون سگهای درنده می بیند.
از علائم دیگر: زنده شدن مردگان است به طوری که مردم آنها را می شناختند، زمین لرزه در بغداد، مردها مثل زنها و زنها مثل مردها لباس میپوشند.
ظهور آیات غریه وعلامات سماویه وارضیه برای مو فورالسرور آن حضرت که برای تولد وظهور هیچ حجتی نشده بلکه در اصول کافی روایت شده از امام صادق علیه السلام که:
«سنریهم آیا تنا فی الا فاق وفی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق »
یعنی زود است بنمائیم آنها را آیات خود در آفاق واطراف ودر تنها یشان تا روشن شود ایشان راکه آن حق است، تفسیر فرمود به آیات وعلامات قبل از ظهور آن حضرت وتبین حق را به ظهور قائم علیه السلام و فرمود که آن حق است از نزد خداوند عزوجل که می بینید آنرا و از خروج انجنب وآن آیات و علامات بسیار است بلکه بعضی ذکر کردند قریب به چهار صد است.
علامات ظهور (قیام حسینی ):
حضرت امام صادق (ع) خبر از قیام جوانمردی دلاور از دود مان امام حسین میدهد امام دوم شیعیان که مهمترین قبل از حرکت جهانی امام عصر است که در زمینه حرکت جهانی امام عصر است که زمینه حرکت و قیام را فراهم میکند سپس قیام می کند سید حسنی آن جوا نمرد نورانی که از حوالی دیلم است و با صدایی رسا از کنار ضریح فریاد می کشد: ای خاندان احمد: اجابت کنید مرد دلسوخته را پس در این هنگام گنجهای خداوند در طالقان او را اجابت می کنند و چه گنجهایی نه از طلا نقره بلکه مردانی مثل فولاد آبدیده بر روی اسبهای سیاه و سفید که در دستهایشان سلاح است و بیامان ظالمان را میکشد تا اینکه وارد کوفه شود.
از محل خود تا کوفه را از ظلم پاک میکند مردم از او اطاعت می کنند و او مانند سلطان عادلی حکومت می کند و هنگامی که با سپاهیان و یاران خود در کوفه است به او خبر می دهند که امام قائم با یاران و پیروان خود به نواحی کوفه آمده است سید حسنی با لشکریان خود با امام ملا قات می کند وسید حسنی امام را می شناسد امام برای آنکه به یاران و پیروان خود امامت و فضائل خود را ثابت کند آشنایی خود را آشکار نکرد او از امام می خواهد که دلایل امامت و مواریثی را که از پیا مبران نزد اوست ارائه دهد و امام ارائه نموده و معجزاتی آشکار می نماید سید حسنی و پیروانش با امام بیعت میکنند .
علامات ظهور :(خروج سفیانی )
از جمله علامات ظهورامام زمان خروج سفیانی است. طبق پاره ای از روایات سفیانی مردی اموی است که از نسل یزید بن معاویه بن ابی سفیان بوده وی از پلید تر ین مردم است، نام آن عثمان بن عنبسه است که با خاندان نبوت و امامت و شیعیان دشمنی دارد.
او مردی است با چهره سرخ و چشمان کبود و آبله رو و بد منظر و ستمگر و خیانتکار است در شام سابق قیام میکند و به سرعت پنج شهر را تصرف می کند و با سپاهی بزرگ به سوی کوفه در عراق می آید و در شهر عراق به خصوص نجف و کوفه جنایات بزرگی را مر تکب می شود وی سپاهی به سوی مدینه در عر بستان می فرستد که در آنجا به قتل و غارت می پردازند وقتی سپاه سفیانی به مکه می رود در بیابانی بین مدینه و مکه به فرمان خدا وند به زمین فرود می روند آنگاه امام قائم پس از جریانی از مکه به مدینه و از مدینه به عراق و کو فه می آید سفیانی از آنجا به شام و دمشق فرار میکند و امام سپاهی را به تعقیب او روانه نموده که سر انجام او را در بیت المقدس هلاک می کنند و سر از تنش جدا میکنند .
یکی از علامات مشهور ندای آسمانی است که پس از ظهو ر امام غا یب در مکه بانگی بسیار مهیب و رسا از آسمان شنیده می شود که امام را با اسم و نسب به همگان معرفی می کند و این ندا از آیا ت الهی است در این ندا به مردم تو صیه می شود که با امام بیعت کنید تا هدایت شوید و مخالف حکم او عمل نکنید که گمراه می شوید و ندای دیگری قبل از ظهور صورت می گیرد که برای تثبیت حقانیت حضرت علی و شیعیان است.
هدیه دادن به امام زمان (عج):
حسن بن فضل یمانی روایت می کند که به سامره آمدم از ناحیه امام برای من کیسه ای که در آن چند دینار و دو پارچه بود آمد من آنها را پس فرستادم و گفتم منزلت من نزد آنان همین است و تکبر کردم بعد پشیمان شده و نامه ای نوشتم و عذر خواهی کردم و اسغفار نمودم و در خلوت با خود گفتم به خدا سوگند اگر آن هدیه را دوباره به من باز گرداند آن را نمی گشایم و خرج نمی کنم تا نزد پدرم ببرم که او از من داناتر است از ناحیه امام به فرستاده پیام آورد که تو کار نادرستی کردی که به حسن بن فضل یمانی نگفتی ما گاهی با دوستان و پیروان خود چنین می کنیم و گاهی آنها از ما چیزهایی می خواهند تا به آن تبرک جویند. ابن فضل به من پیام امام را آورد که تو خطا کری وهدیه و احسان ما را نپذیرتی ولی چون از طلب آمرزش نمودی خداوند ترا می بخشاید و چون نیت و تصمیم تو آن است که در دینارها تصرف نکنی و در سفر هم خرج نکنی بنا براین آنها را دیگر نفرستادیم ولی پارچه را لازم داری که با آنها محرم شوی .
دعای امام زمان :
دعای امام همواره مستجاب و مایه خیرو برکت است در روایت است که علی بن حسین با بویه که با دختر عموی خود ازدواج نموده بود دارای فرزند نمی شد نامه ای به امام زمان نوشت و از آن حضرت خواست که دعا بفرماید تا خدا به او فرزندی فقیه عنایت کند از طرف امام پاسخ آمد که از همسر فعلی خود صاحب فرزند نخواهی شد ولی به زودی با کنیزی ازدواج میکنی که از او صاحب دو پسر فقیه می شوی ابن بابویه سه پسر پیدا کرد محمد حسین حسن محمد و حسین دو فقیه بسیار مشهور زمان خود هستند محمد یا شیخ صدوق رحمه الله علیه معروف به ابن بابویه از علمای بزرگ شیعه است که با دعای آقا امام زمان متولد شده و صا حب تالیفات بسیار ارزشمند است که حدود 300 جلد تالیف از او مانده همچون. (من لا یحضره الفقیه – خصال – کماالدین )
آنها در نقل روایات و احادیث شهره اند. پیامبر اسلام درباره امام زمان می فرماید: همانا علی بعد از من امام امت من است و قائم منتظر که از اولاد اوست وقتی ظهور کند زمین را پر ازعدل و داد میسازد همانطور که ظلم و جور پر شده است سوگند به آنکه مرا به بشیر و نذ یر برانگیخت مسلماً آنانکه در غیبت او ثابت بمانند از اکسیر نایابترند .
غیبت امام قائم برای مومنان امتحان و باعث هلاک کافران می شود این امر از امور الهی و سری از اسرار خداست که بر بندگانش پنهان داشته از شک در آن بپرهیزید که شک در امر خدای متعال کفر است از حضرت علی (ع) که میفرمایند: برای قائم ما یبت و حیرتی است. گروهایی گمراه می شوند و گروهایی دیگر به هدایت میرسند.
حضرت ولی عصر در زمین خدا است و انتقام گیرنده از دشمنان خداوند. مثال او مثل خضر و ذوالقرنین است در طول غیبت آنها. غیبت او آن چنان طولانی خواهد بود که بسیاری ازمعتقدان به او از این عقیده بر می گردند و تنها کسانی که پیوند شان با ولایت ائمه قوی است و قلبشان پر از ایمان است روح القدس تائید میگردند باقی می مانند. در میان 313 نفر از یاران امام زمان که هسته مرکزی ارتش نیرومند اسلام را در زمان خود تشکیل خواهد داد 50 نفر زن هستند نقش آنان همچون زنانی است که در زمان پیامبر برای زخم بندی مجروحین و پرستاری بیماران حتی گاهی به عنوان دفاع اسلحه در دست گرفته و با دشمن می جنگید ند امام صادق فرموده اند: وقتی حضرت قائم ظهور می کند از مکه به کوفه می آید و در مسجد کوفه که یارانش اطرافش را گرفته اند شیطان به حضور آن حضرت رسیده و زانوی عجز به زمین زده و میگوید ای وای از این روز امام صادق فرموده اند: وقتی حضرت ما بیاید خداوند او را به سه لشکر یاری کند 1:لشکر فرشتگان 2:لشکر مومنان 3:رعب وبیم که در دل دشمن افکنده میشود.
در روز 10محرم روز عاشورا وقتی امام حسین به شهادت رسید آسمانها و زمین و فرشتگان نالیدند و گفتند پروردگارا به ما اجازه بده خلق را هلاک کنیم و از صفحه روزگار براندازیم برای اینکه حرام تو را حلال شمردن و برگزیده تو را کشتند.
خداوند به آنها وحی کرد ای فرشتگانم و ای آسمان و زمین آرام گیرید سپس یک پرده از پرده ها را عقب زد پشت آن پرده محمد و دوازده امام بودند و آنگاه دست قائم را از میان آنها گرفت و سه بار فرمود: یا ملائکتی و یا سماواتی و یا ارضی بهذا انتصر لهذا(ای فرشتگانم و ای آسمانها و ای زمینم به سبب حضرت مهدی انتقام خون حسین را می گیرم)
امام حسین در روز عاشورا به یارانش فرمود بهشت بر شما بشارت باد سوگند به خدا پس از ما جای ما و بعد از مدتی خداوند ما و شما را زنده می کند و به صحنه می آورد تا قائم ما ظهور کند او از ستمگران انتقام میکشد من و شما زنجیرها و بندها و انواع عذابها را که ستمگران را به
وسیله آنها عذاب می کند می بینیم و فرمودند قائم ما دوره طولا نی غایب می گردد سپس آشکار شده و جهان را که پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد میکند.
طبق روایات امام مهدی شبهای جمعه به کربلا رفته و کنار قبر سید الشهدا و شهیدان کربلااز آنها یاد میکند نخستین کسی که در هنگام ظهور آقا امام زمان زمان برایش شکافته شده و رجعت می کند امام حسین است که به همراه چهل هزار نفر که قران به گردن آویختهاند و شمشیر به دست دارند به حضورامام مهدی می آیند و پس از شناسایی نخست امام حسین و یارانش با امام زمان بیعت مینمایند.
روایت شده از احمدبن راشد که می گو ید با یکی از دوستان که در سفر حج بودیم جوانی را دیدیم که لباس خوب و زیبایی به تن دشت و کفشهای زرد در پا به قدری تمیز بود که گرد سفر بر آنها نشسته بود در این زمان بود که شخصی نزد جوان آمده و از او تقاضای کمک کرد و آن جوان خم شد و چیزی از زوی زمین به او داد و تقاضا کننده دعای بسیار برای جوان نمود سپس جوان از آنجا رفت و ناپدید شد وقتی به نزد تقاضاکننده رفتینم و پرسیدیم آن جوان چه چیزی به تو داد، گفت ریگهایی از طلا به من داد که حدود بیست مثقال طلا بود آن موقع بود که فهمیدیم آن جوان امام زمان بوده برخاستیم و هر جه جستجو کردیم او را نیافتیم پرسیدیم این جوان چه کسی بود گفتند این جوان از طایفه علویان است که هر سال پیاده برای انجام مناسبات حج از مدینه به مکه می آید .
در زمان ملا محمد تقی مجلسی مشهور بود مردی به نام امیر اسحاق استر آبادی رفت علت را پرسید:در پاسخ گفت در یک سالی که عازم مکه شدم با کاروان به محلی رسیدیم که از آن جا تا مکه بیش از 50 فرسخ راه بود من بدلیلی از کاروان عقب ماندم و کاروان را گم کردم از جاده اصلی به جاده دیگر رفتم و حیران و سر گردان در بیابان ماندم تشنگی شدید بر من غالب شد به طوری که از زنده ماندن نا امید شدم چند بار فریاد زدم : صالح مارا به جاده هدایت کنید خدا شمارا رحمت کند ای ابا ناگهان جوانی را از دور دیدم که در اندک زمانی به من نزدیک شد جوانی زیبا رو که لباس های تمیز وزیبا به تن داشت وسیمای بزرگان را داشت بر شتری سوار و ظرف آبی همراه او بود بر او سلام کردم جواب سلام مرا داد و گفت: تو تشنه ای گفتم آری و ظرف آب را به من داد و سیرابم کرد سپس فرمود می خواهی به کاروان برسی گفتم آری، مرا بر پشت شتر سوار نمود و به جانب مکه روان شدیم عادت من این بود که هر روز حرز یمانی را می خواندم پس مشغول خواندن دعا شدم و او ایرادهای مرا می گرفت و می گفت چنین بخوان چند دقیقهای نگذشت که به من فرمود اینجا ر ا می شناسی و دیدم مکه هستم فرمود پیاده شو. وقتی که پیاده شدم او بازگشت و از جلوی من نا پدید شد و در آن مو قع بود که فهمیدم او امام زمان بوده پس از گذشت 7 روز از این ماجرا کاروان به مکه رسید و کاروانیان که از زنده ماندن من مایوس شده بودند و سپس مرا در مکه دیدند در بین شهره کردند که من طی الارض کرده ام.
درمورد شفا یافتن توسط مدد امام زمان گفته ها بسیار است از جمله داستان ابوراحج حمامی است که روایت شده که ابوراحج از شیعیان مخلص شهر حله و سر پرست یکی از حمام های عمومی حله بود ازین رو همه مردم شهر او را می شناختند در آن زمان فرماندار حله مردی به نام مر جان صغیر بود به فرماندار خبر رسید که ابوراحج از او و منافقان و اصحاب منافق رسول خدا بد گویی می کند فرماندار دستور داد او را بیاورند سپس آنقدر او را زدند که در بستر مرگ افتاد حتی آنقدر به صورتش مشت و لگد زدند که دندانهایش کنده شد و زبانش را بیرون آوردند بینی اش را برید ند و با وضع دلخراشی به عده ای از اوباش و اراذل سپردند آنها ریسمان برگردن او کرده و در کوچه های شهر حله می گردانند به قدری خون از بدن ابو راحج رفت و به او صدمه وارد شده بود که دیگر نمی توانست حرکت کند کسی شک نداشت که او میمیرد .فرماندار تصمیم گرفت او را بکشد ولی جمعی ازحاضران گفتند او پیر مرد فرتوتی است و به اندازه کافی مجازات شده و به زودی می میرد پس از کشتن او صرف نظر کنید فرماندار او را آزاد کرد فردای آن روز مردم ابوراحج را دیدن در حالی که از هر جهت سالم بود و دندانهایش در جای خودقرار گرفته و زخمهای بدنش خوب شده و هیچ اثری از آن همه زخم نبود و مشغول نماز بود .مردم حیران و با تعجب از وی پر سیدند .چطور شد که اینگونه نجات یافته و جوان شدی او گفت در بستر مرگ افتاده بودم حتی با زبان نتوانسنم دعاکنم و از مولایم حضرت ولی عصر تقاضای کمک کنم در قلبم به او متوسل شده و به آن بزرگوار پناهنده شدم. وقتی که شب کاملا تاریک شد ناگهان دیدم خانه ام پر از نور شد در همان دم چشمم به جمال مولایم امام زمان افتاد او جلو آمد و دستش را بر صورتم کشید و فرمود برخیز و برای تامین معاش خانوادهات بیرون برو خداوند تو را شفاداد. پس از این ماجرا ابو راحج تا آخر عمرش به صورت جوانی نیرومند و سرخ چهره بود مثل این که او جوانی با بیست سال زندگی است وقتی این خبر به گوش فرماندار رسید دستور داد تا ابوراحج را بیاورند با دیدن او رعب و وحشتی تکان دهنده بر قلب فرماندار افتاد آنچنان تحت تاثیر قرار گرفت که بر خوردش با شیعیان کاملا عوض شده بود.
کتابی که در دست امام زمان (عج)است :
این کتاب همان مصحف امیرالمومنین علی (ع)است که بعد از وفات رسول خدا جمع آوری نمود بدون هیج تغیر وتبدیل و تمام آنچه را که بر آن حضرت رسول نازل شده بود از اعجاز داراست که آن را به صحابه عرضه نمود اما آنها اعراض نمودن پس آن حضرت مصحف را مخفی نمود واین کتاب به حال خود باقی است تا بر دست حضرت مهدی ظاهر شود درآن زمان خلق مامور شوند آن را بخوانند و حفظ نمایند.
یاران امام زمان پس از ظهور:
روایت شده از شیخ مفید که جمعی از مردگان که به امر خداوند زنده می شوند در رکاب آن حضرت هستند :27 نفر از قوم موسی و هفت نفر اصحاب کهف و یوشع بن نون و سلمان و ابوذر و ابودجانه انصاری و مقداد و مالک اشتر از انصار آن حضرت خواهند بود و آنها حاکم نقاط مختلف خواهند بود و از طرف خدا برای آنها شمشیرهایی از آسمان و برای اصحاب آن حضرت است.
روایت شده هر کس که چهل صبح دعای عهد را بخواند از انصار آن حضرت می باشد حتی اگر قبل از ظهور آن حضرت بمیرد خداوند اورا از قبرش بیرون می آورد که در خدمت آن حضرت باشند.
اصحاب آن حضرت دارای نیرو و قدرت بیش از اندازه معمول در چشمها و گوشهایشان هستند به طوری که اگر به اندازه 4 فرسخ از آن حضرت دور باشند و حضرت با ایشان سخن گوید ایشان می شنوند و بسوی آن حضرت نظر می کنند.
پس از ظهور (رجعت مسیح):
نزول حضرت عیسی روح الله عیسی بن مریم علیه السلام از آسمان برای یاری حضرت مهدی علیه السلام و نماز کردن حضرت علیه السلام در خلف آن جناب چنانکه در روایان بسیار وارد شده بلکه خدای تعالی آن جناب را از مدائح و مناقب آن جناب شمرده چنانکه در کتاب محتضر حسن بن سلیمان حلی مرویست در خبر طولانی که خداوند تبارک و تعالی بر رسول خدا فرمود در شب معراج که عطا فرمودم به تو اینکه بیرون بیاورم از صلب او یعنی علی(ع) یازده مهدی که همه از ذریه تو باشند که آخر مرد ایشان نماز می کند در خلف عیسی بن مریم (ع).
او زمین را پر می کند از عدل چنانچه از ظلم و جور پر شده به وسیله اومردم را از مهلکه نجات می دهم و از ظلالت به سوی نور هدایت می کنم .
پس از ظهور (بیرون آمدن دو نهر از آب و شیر):
بیرون آمدن دو نهر از آب وشیر در ظهر کوفه که مقر سلطنت آن حضرت است از سنگ حضرت موسی (ع).
حضرت امام محمد باقر(ع): چون قائم (ع) خروج کند و اراده مکه نماید که متوجه کوفه شود منادی آن حضرت ندا کند آگاه باشید که کسی حمل نکند طعامی و نه آبی و حمل نماید سنگ موسی (ع)را که از آن 12 چشمه آب جاری شده بود پس آن حضرت فرمود که آن حضرت سنگ حضرت موسی را نصب می کند و از آن چشمه ها جاری می شود پس هر که گرسنه باشد سیر می شود و هر که تشنه با شد سیراب می گردد پس آن سنگ توشه اینان است تا وارد نجف شوند پشت کوفه چون فرود آمدند در ظهر کوفه جاری می شود از آن پیوسته آب و شیر پس هر کس گرسنه باشد سیر می شود و هر کس سیر باشد سیراب می گردد .
پس از ظهور حضرت قائم سلطنت ایشان تمام زمین را از مشرق و مغر و بر و بحر و کوه و دشت و نمی ماند جائیکه حکمش جاری و امرش نافذ نشود .زمین پر می شود از عدل وداد چنانچه در کمتر خبر الهی یا نبوی خاصی یا امامی ذکری از حضرت مهدی (ع)شده که این بشارت و این منقبت برای آنجناب مذکور نباشد در آن.
حضرت مهدی در میان مردم به علم امامت حکم می فرماید و و بینه و شاهد از احدی نمی خواهد همانند حکم کردن حضرت داود و سلیمان (ع).
بالای سر امام زمان ابری است که حضرت بر آن سوار می شود که آن ابر امام را در راههای هفت آسمان وزمین می برد . پس از ظهور امام زمان عقول مردم تکمیل شده به برکت وجود امام و کینه و حسد از د لهایشان می رود پس از ظهور امام زمان باران و گیاه و درختان و میوه ها و سایر نعمات ارضیه بسیار شده آنچنان که گو یند زمین در آنوقت با حالت آن در اوقات دیگر متفاوت است .
انتظار فرج :
از تکالیف بندگان در ایام غیبت امام انتظار فرج آل محمد در هر آن و ترقب روز و ظهور سلطنت مهدی (ع) پرشدن زمین از عدل و داد است و غالب شدن دین قدرت مند بر جمیع ادیان که خدای متعال به نبی اکرم خود خبر داده و وعده فرموده بلکه بشارت آن را به جمیع پیغمبران داده که چنین روزی خواهد آمد که جز خدای متعال کسی را پرستش نکنید و چیزی از دین نماند که از بیم احدی در پرده ستر وحجاب بماند و بلا وشدت از حق پرستان برود چنانچه در زیارت مهدی:
سلام بر مهدی آنچنان که وعده داده خداوند به او جمیع امتها را که جمع کند به وجود او کلمه ها را یعنی اختلاف را از میان ببرد و دین یکی شود و گرد آورد و پر کند زمین را از عدل و داد و انفاذ فرماید سبب او وعده فرجی که به مومنین داده و این فرج عظیم را در سنه هفتاد هجری آورده بودند چنانچه شیخ راوندی در خرایج از ابی اسحق سمیعی روایت کرده و او از عمر و بن حمق که گفت داخل شدم بر علی آنگاه که او را ضربت زده بودند در کوفه پس گفتم به آنجناب که بر تو با کی نیست جز این نیست که این خراشی است فر مود بجان خود قسم که من از شما مفارقت خواهم کرد آنگاه فرمود تاسنئه هفتاد بلاست و اینرا سه مر تبه فرمود پس گفتم آیا پس از بلارخائی است پس مرا جواب نداد و بیهوش شد پس از آن دوباره گفتم آیا پس از آن بلارخا است ؟پس فر مود آری بدرستیکه بعد از بلا رخا است و خداوند محو می کند آنچه را که می خواهد و ثابت می کند و در نزد اوست ام الکتاب .
حضرت رضا (ع) فرمود: افضل اعمال امت من انتظار فرج است از خداوند عز وجل .
حضرت علی (ع) فرمود: منتظر امر ما مانند کسی است که در خون غلطیده باشد در راه خدا .
پس از ظهور امام زمان بر سر قبر مومنانی می رود که انتظار او را می کشیدن پس به او می گوید ای فلان به درستی که صاحب تو ظاهر شد پس اگر خواهی که ملحق شو .اگر می خواهی که اقامت کنی در نعمت پرودگار خود پس اقامت داشته باش .