تبليغاتX
ايمام زمان
به گمانم که جمعه مي‌آيي شهر وقتي که ندبه ميخواند..........شايد اين جمعه روز موعود است آه آقا کسي چه مي داند

 

 

تولدامام زمان(عج):

 

حکیمه  هرگاه خدمت امام حسن عسگری میرسید دعا می کرد خداوند به او فرزندی عطا فرماید میگوید یک روز مطابق عادت به دیدار امام رفته بودم همان دعا را گقتم  حضرت فرمود: فرزندی را که دعا میکنی خدا به من عنایت فرماید امشب به دنیا می آید. نرجس همسر امام جلو آمد تا کفش من را درآورد گفت بانوی من کفشت را به من بده .گفتم سرورم به خدا سوگند نمیگذارم کفش مرا در آوری به من خدمت کنی من تو را خدمت می کنم.امام سخن مرا شنید وگفت عمه خدابه تو پاداش نیکو دهد. تا غروب نزد او بودم و کنیز را صدا زدم وگفتم  کفشهایم را بیاور تا من بروم امام فرمود عمه امشب پیش ما بمان چون مولودی که نزد خداوند متعال است امشب به دنیا می آید تا خدا به  وسیله او زمین را پس از مردن زنده کند .عرض کردم سرورم از چه کسی متولد می شود من در نرجس اثری از حمل نمی بینم؟ فرمود از نرجس ، نه غیر! او من برخاستم ونرجس را جستجو کردم وهیچ اثری در او نیافتم بسوی امام بازگشتم واو را از کار خود اگاه ساختم امام تبسم کرد وفرمود سپیده دم بر تو آشکار می شود که او فرزندی دارد زیرا اونیز مانند مادرموسی است که حمل او آشکار نبود چون فرعون در جستجوی موسی شکم زنان حامله را می درید واین طفل من همچون موسی (ع)است . حکیمه می گوید من تا سپیده دم مراقب نرجس بودم و او با آرامش نزد من خوابیده بود وهیچ حرکتی نمی کرد تا در پایان شب و به هنگام طلوع آفتاب هراسان ازجا بلند شد من او را در آغوش گرفتم و نام خدا را خواندم امام از اتاق دیگر صدا زد سوره انا انزلناه را بخوان و بر او بدم و من خواندم و از حال او جویا شدم .گفت آنچه مولایم به تو خبر داد آشکار شده است .من همچنان که به خواندن انا انزلناه ادامه دادم، در این هنگام از درون شکم مادر جنین با من هم صدا شد وهم چنان که من میخواندم اونیز با من میخواند و بر من سلام کرد سخت هراسان شدم امام فرمود:

 از امر خداوند متعال تعجب نکن. خدای متعال ما ائمه را در کوچکی به حکمت گویا نموده ودر بزرگی حجت روی زمین قرار می دهد هنوز سخن امام تمام نشده بود که نرجس از نزد من ناپدید شد چنانکه پرده ای بین من و او آویختند که اورا نمی دیدم فریاد کشیدم وبه سوی امام دویدم.

امام فرمود: عمه بازگرد اورا در جایش خواهی یافت بازگشتم وطولی نکشید که حجاب بین من او برطرف شد ونرجس را دیدم چنان غرق نور است که چشمم را از دیدنش می پوشاند و پسری را که متولد شده بود دیدم که در سجده است وبه زانو افتاده و انگشتان سبابه را بلند کرده ومیگوید :

 

«أشهد أن لا الا الله وحده لا شریک له وان جدی محمداً رسول الله صلی الله علیه واله وأن ابی امیر المومنین»

آ نگاه بر امامت یکایک امامان تا خودش را گواهی داد وگفت بار خدایا میعاد مرا عملی ساز وکارم را به سرانجام برسان وگامم را استوار بدار وزمین را به وسیله من پر از عدل و داد کن .........

 

صفات ظاهری امام زمان :

 

همانا روایت شده که آن حضرت شبیه ترین مردم است به حضرت رسول درخلق وشمائل اوست. در شمائل آن حضرت است که آن جناب ابیض است که سرخی به او آمیخته وگندم گون است که عارض شود اورا زردی از بیداری شب و پیشانی او  فراخ وسفید وتابان است و ابروانش بهم پیوسته و نیکوروست ونور رخسارش چنان درخشان است که مستولی شده بر سیاهی محاسن شریف و سر مبارکش، گوشت روی مبارکش کم است بر گونه راستش خالی است که پنداری ستاره ایست درخشان میان دندانهایش فاصله است چشمهایش سیاه و سرمه گون و در سرش علا متی است، میان دو کتفش عریض است و در شکم پا مانند جدش امیرالمومنین است. و وارد شده است که:

« المهدی طاووس أهل الجنته وجهه کالقمر الدری علیه جلا بیب النور .» یعنی: حضرت مهدی علیه السلام طاوس اهل بهشت است چهره اش مانند ماه در خشنده است و بر بدنش جامه ها از نور است .

«لیس بالطویل الشامخ ولا با لقصیر اللا زق »: نه دراز و بی اندازه و نه کو تاه و به زمین چسبیده است.« بل مر بوع القامه مدور الهامه »:قامتش متعدل وسر مبارکش مدور است، هیئت نیک خوشی دارد که هیچ چشمی هیئتئ به آن اعتدال ندیده است.

شیخ صدوق روایت کرده از ابوالصلت هروی که گفت :گفتم به حضرت رضا (ع) که علام امام زمان هنگام ظهور چیست؟ فر مود علامتش این است سنش زیاد است ولی جوان است به طوری که بیننده گمان می کند که چهل سال یا کمتر از آن را دارد. رسول الله است که همراه آن حضرت است.

 

 علامات ظهور :

در آخرین حجی که پیامبر انجام دادند دست بر حلقه درب کعبه نموده و به ما گفتند: قبل از قیام امام زمان حاکمان ظلم و جور را پیشه خود می کنند و وزیرانشان به فسق آلوده می شوند و عرفا به ظلم دست می زنند و امنیان به مردم خیانت می کنند. در آن هنگام اقوامی حکومت می کنندکه چون مردم دم زنند کشته می شوند و اگر ساکت بمانند همه چیزشان را مباح شمارند کندن موهای مردم وکشیدن ناخن های مردم را حق خود می دانند وحرمتشان را لگد مال می کنند وخونهایشان را میریزند ودلهای مردم را از ترس و رعب پر می کنند و نمی بینی مردم را مگر ترسان و لرزان در سوره قمر آیه یک خداوند فرموده: نزدیک شد روز رستاخیز وماه شکافته شد؟ رسول خدا فرمود ند: آنوقت هنگام ظهور امام قائم(ع) است .

امام محمد باقر (ع) می فرماید: کار به حدی سخت می شود تا آنکه انسان صبح و شب آرزوی مرگ می کند به خاطر جنایتهای بزرگی که از افرادی چون سگهای درنده می بیند.

از علائم دیگر: زنده شدن مردگان است به طوری که مردم آنها را می شناختند، زمین لرزه در بغداد، مردها مثل زنها و زنها مثل مردها لباس میپوشند.

ظهور آیات غریه وعلامات سماویه وارضیه برای مو فورالسرور آن حضرت که برای تولد وظهور هیچ حجتی نشده بلکه در اصول کافی روایت شده از امام صادق علیه السلام که:                                                                              

«سنریهم آیا تنا فی الا فاق وفی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق »

 یعنی زود است بنمائیم آنها را آیات خود در آفاق واطراف ودر تنها یشان تا روشن شود ایشان راکه آن حق است، تفسیر فرمود به آیات وعلامات قبل از ظهور آن حضرت وتبین حق را به ظهور قائم علیه السلام و فرمود که آن حق است از نزد خداوند عزوجل که می بینید آنرا و از خروج انجنب وآن آیات و علامات بسیار است بلکه بعضی ذکر کردند قریب به چهار صد است.

 

 علامات  ظهور (قیام حسینی ):

 

حضرت امام صادق (ع) خبر از قیام جوانمردی  دلاور از دود مان امام حسین میدهد امام دوم شیعیان که مهمترین قبل از حرکت جهانی امام عصر است که در زمینه حرکت جهانی امام عصر است که زمینه حرکت و قیام را فراهم میکند سپس  قیام می کند سید حسنی آن جوا نمرد نورانی که از حوالی دیلم است و با صدایی رسا از کنار ضریح فریاد می کشد: ای خاندان احمد: اجابت کنید مرد دلسوخته را پس در این هنگام گنجهای خداوند در طالقان او را اجابت می کنند و چه گنجهایی نه از طلا نقره بلکه مردانی مثل فولاد آبدیده بر روی اسبهای سیاه و سفید که در دستهایشان سلاح است و بی‌امان ظالمان را میکشد تا اینکه وارد کوفه شود.

 

از محل خود تا کوفه را از ظلم پاک میکند مردم از او اطاعت می کنند و او مانند سلطان عادلی حکومت می کند و هنگامی که با سپاهیان و یاران خود در کوفه است به او خبر می دهند که امام قائم با یاران و پیروان خود به نواحی کوفه آمده است سید حسنی با لشکریان خود با امام ملا قات می کند وسید حسنی امام را می شناسد امام برای آنکه به یاران و پیروان  خود امامت و فضائل خود را ثابت کند آشنایی خود را آشکار نکرد او از امام می خواهد که دلایل امامت و مواریثی را که از پیا مبران نزد اوست ارائه دهد و امام ارائه نموده و معجزاتی آشکار می نماید سید حسنی و پیروانش با امام  بیعت میکنند .

 

علامات ظهور :(خروج سفیانی )

 

از جمله علامات ظهورامام زمان خروج سفیانی است. طبق پاره ای از روایات سفیانی مردی اموی است که از نسل یزید بن معاویه بن ابی سفیان بوده وی از پلید  تر ین مردم است، نام آن عثمان بن عنبسه است که با خاندان  نبوت و امامت و شیعیان دشمنی دارد.

او مردی است با چهره سرخ و چشمان کبود و آبله رو و بد منظر و ستمگر و خیانتکار است در شام سابق قیام میکند و به سرعت  پنج  شهر را تصرف می کند و با سپاهی  بزرگ به سوی کوفه در عراق می آید و در شهر عراق به خصوص  نجف و کوفه جنایات بزرگی را مر تکب می شود وی سپاهی به سوی مدینه در عر بستان می فرستد که در آنجا به قتل و غارت می پردازند وقتی سپاه سفیانی به مکه می رود در بیابانی بین مدینه و مکه  به فرمان خدا وند به زمین فرود می روند آنگاه امام قائم پس از جریانی از مکه به مدینه و از مدینه به عراق و کو فه می آید سفیانی از آنجا به شام و دمشق  فرار میکند و امام سپاهی را به تعقیب او روانه نموده که سر انجام او را در بیت المقدس هلاک می کنند و سر از تنش جدا میکنند .

یکی از علامات مشهور ندای آسمانی است که پس از ظهو ر امام غا یب  در مکه بانگی بسیار مهیب و رسا از آسمان شنیده می شود که امام را با اسم و نسب به همگان معرفی می کند و این  ندا از آیا ت الهی است در این  ندا به مردم تو صیه می شود که با امام بیعت کنید تا هدایت شوید و مخالف حکم او عمل نکنید که گمراه می شوید و ندای دیگری قبل از ظهور صورت می گیرد که برای تثبیت حقانیت حضرت علی و شیعیان است.

 

هدیه دادن به امام زمان (عج):

حسن بن فضل یمانی روایت می کند که به سامره آمدم از ناحیه امام برای من کیسه ای که در آن چند دینار و دو پارچه بود آمد من آنها را پس فرستادم و گفتم منزلت من  نزد آنان همین  است و تکبر کردم بعد پشیمان شده و نامه ای نوشتم و عذر خواهی کردم و اسغفار نمودم و در خلوت با خود گفتم به خدا سوگند اگر آن هدیه را دوباره به من باز گرداند آن را نمی گشایم و خرج نمی کنم تا نزد پدرم ببرم که او از من داناتر است از ناحیه امام به فرستاده پیام آورد که تو کار نادرستی کردی که به حسن بن فضل یمانی نگفتی ما گاهی با دوستان و پیروان خود چنین می کنیم و گاهی آنها از ما چیزهایی می خواهند تا به آن تبرک جویند. ابن فضل به من پیام امام را آورد که تو خطا کری وهدیه و احسان ما را نپذیرتی ولی  چون از طلب آمرزش نمودی خداوند ترا می بخشاید و چون نیت و تصمیم  تو آن است که در دینارها تصرف نکنی و در سفر هم خرج نکنی بنا براین آنها را دیگر نفرستادیم ولی پارچه  را لازم داری که با آنها محرم شوی .

 

دعای امام زمان :

 

دعای امام همواره مستجاب و مایه خیرو برکت است  در روایت است که علی بن حسین با بویه که با دختر عموی خود ازدواج نموده بود دارای فرزند نمی شد  نامه ای به امام زمان نوشت و از آن حضرت خواست که دعا بفرماید تا خدا به او فرزندی فقیه عنایت کند  از طرف امام پاسخ آمد که از همسر فعلی خود صاحب فرزند نخواهی شد ولی به زودی با کنیزی ازدواج میکنی که از او صاحب دو پسر فقیه می شوی ابن بابویه سه پسر پیدا کرد محمد حسین حسن  محمد و حسین دو فقیه بسیار مشهور زمان خود هستند محمد یا شیخ صدوق رحمه الله علیه معروف به ابن بابویه از علمای بزرگ شیعه است که با دعای آقا امام زمان متولد شده و صا حب تالیفات بسیار ارزشمند است که حدود 300 جلد تالیف از او مانده همچون.  (من لا یحضره  الفقیه – خصال – کماالدین )

آنها در نقل روایات و احادیث شهره اند. پیامبر اسلام درباره امام زمان می فرماید: همانا علی بعد از من امام امت من است و قائم منتظر که از اولاد اوست وقتی ظهور کند زمین را پر ازعدل و داد میسازد همانطور که ظلم و جور پر شده است سوگند به آنکه مرا به بشیر و نذ یر برانگیخت مسلماً آنانکه در غیبت او ثابت بمانند از اکسیر نایاب‌ترند .

غیبت امام قائم برای مومنان امتحان و باعث هلاک کافران می شود این امر از امور الهی و سری از اسرار خداست که بر بندگانش پنهان داشته از شک در آن بپرهیزید که شک در امر خدای متعال کفر است از حضرت علی (ع) که میفرمایند: برای قائم ما یبت و حیرتی است. گروهایی گمراه می شوند و گروهایی دیگر به هدایت میرسند.

حضرت ولی عصر در زمین خدا است و انتقام گیرنده از دشمنان خداوند. مثال او مثل خضر و ذوالقرنین است در طول غیبت آنها. غیبت او آن چنان طولانی خواهد بود که بسیاری ازمعتقدان به او از این عقیده بر می گردند و تنها کسانی که پیوند شان با ولایت ائمه قوی است و قلبشان پر از ایمان است روح القدس تائید میگردند باقی می مانند. در میان 313  نفر از یاران امام زمان که هسته مرکزی ارتش نیرومند اسلام را در زمان خود تشکیل خواهد داد 50 نفر زن هستند نقش آنان همچون زنانی است که در زمان پیامبر برای زخم بندی مجروحین و پرستاری بیماران حتی گاهی به عنوان دفاع اسلحه در دست گرفته و با دشمن می جنگید ند امام صادق فرموده اند: وقتی حضرت قائم ظهور می کند از مکه به کوفه می آید و در مسجد کوفه که یارانش اطرافش را گرفته اند شیطان به حضور آن حضرت رسیده و زانوی عجز به زمین زده و میگوید  ای وای از این روز امام صادق فرموده اند: وقتی حضرت ما بیاید خداوند او را به سه لشکر یاری کند 1:لشکر فرشتگان  2:لشکر مومنان  3:رعب وبیم که در دل دشمن افکنده میشود.

در روز 10محرم روز عاشورا وقتی امام حسین به شهادت رسید آسمانها و زمین و فرشتگان نالیدند و گفتند پروردگارا به ما اجازه  بده خلق را هلاک کنیم و از صفحه روزگار براندازیم برای اینکه حرام تو را حلال شمردن و برگزیده تو را کشتند.

خداوند به آنها وحی کرد ای فرشتگانم و ای آسمان و زمین آرام گیرید  سپس یک  پرده از پرده ها را عقب زد پشت آن پرده محمد و دوازده امام بودند و آنگاه دست قائم را از میان آنها گرفت و سه بار فرمود: یا ملائکتی و یا سماواتی و یا ارضی بهذا انتصر لهذا(ای فرشتگانم و ای آسمانها و ای زمینم به سبب حضرت مهدی انتقام خون حسین را می گیرم)  

امام حسین در روز عاشورا به یارانش فرمود بهشت بر شما بشارت باد سوگند به خدا پس از ما جای ما و بعد از مدتی خداوند ما و شما را زنده می کند و به صحنه می آورد تا قائم ما ظهور کند او از ستمگران انتقام میکشد من و شما زنجیرها و بندها و انواع عذابها را که ستمگران را به

وسیله آنها عذاب می کند می بینیم و فرمودند قائم ما دوره طولا نی غایب می گردد سپس آشکار شده و جهان را که پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد میکند.

طبق روایات امام مهدی شبهای جمعه به کربلا رفته و کنار قبر سید الشهدا و شهیدان کربلااز آنها یاد میکند نخستین کسی که در هنگام ظهور آقا امام زمان زمان برایش شکافته شده و رجعت می کند امام حسین است که به همراه چهل هزار نفر که قران به گردن آویختهاند و شمشیر به دست دارند به حضورامام مهدی می آیند و پس از شناسایی نخست امام حسین و یارانش با امام زمان بیعت         مینمایند.     

روایت شده از احمدبن راشد که می گو ید با یکی از دوستان که در سفر حج بودیم  جوانی را دیدیم که لباس خوب و زیبایی به تن دشت و کفشهای زرد در پا به قدری تمیز بود که گرد سفر بر آنها نشسته بود در این زمان بود که شخصی نزد جوان آمده و از او تقاضای کمک کرد و آن جوان خم شد و چیزی از زوی زمین به او داد و تقاضا کننده دعای بسیار برای جوان نمود سپس جوان از آنجا رفت و ناپدید شد وقتی به نزد تقاضاکننده رفتینم و پرسیدیم آن جوان چه چیزی به تو داد، گفت ریگهایی از طلا به من داد که حدود بیست مثقال طلا بود آن موقع بود که فهمیدیم آن جوان امام زمان بوده برخاستیم و هر جه جستجو کردیم او را نیافتیم پرسیدیم این جوان چه کسی بود گفتند این جوان از طایفه علویان است که هر سال پیاده برای انجام مناسبات حج از مدینه به مکه می آید .

در زمان ملا محمد تقی مجلسی مشهور بود مردی به نام امیر اسحاق استر آبادی رفت علت را پرسید:در پاسخ گفت در یک سالی که عازم مکه شدم با کاروان به محلی رسیدیم که از آن جا تا مکه بیش از 50 فرسخ راه بود من بدلیلی از کاروان عقب ماندم و کاروان را گم کردم از جاده اصلی به جاده دیگر رفتم و حیران و سر گردان در بیابان ماندم تشنگی شدید بر من غالب  شد به طوری که از زنده ماندن نا امید شدم چند بار فریاد زدم : صالح مارا به جاده هدایت کنید خدا شمارا رحمت کند ای ابا ناگهان جوانی را از  دور دیدم که در اندک زمانی به من نزدیک شد جوانی زیبا رو که لباس های تمیز وزیبا به تن داشت وسیمای بزرگان را داشت بر شتری سوار و ظرف آبی همراه او بود بر او سلام کردم جواب سلام مرا داد و گفت: تو تشنه ای گفتم آری و ظرف آب را به من داد و سیرابم کرد سپس فرمود می خواهی به کاروان برسی گفتم آری، مرا بر پشت شتر سوار نمود و به جانب مکه روان شدیم  عادت من این بود که هر روز حرز یمانی را می خواندم پس مشغول خواندن دعا شدم و او ایرادهای مرا می گرفت  و می گفت چنین بخوان چند دقیقه‌ای نگذشت که به من فرمود اینجا ر ا می شناسی و دیدم مکه هستم فرمود پیاده شو. وقتی که پیاده شدم او بازگشت و از جلوی من نا پدید شد و در آن مو قع  بود که فهمیدم او امام زمان بوده پس از گذشت 7 روز از این ماجرا کاروان به مکه رسید و کاروانیان که از زنده ماندن من مایوس شده بودند و سپس مرا در مکه دیدند در بین  شهره کردند که من طی الارض کرده ام.

درمورد شفا یافتن توسط مدد امام زمان گفته ها بسیار است از  جمله داستان ابوراحج حمامی است  که روایت شده که ابوراحج از شیعیان مخلص شهر حله و سر پرست یکی از حمام های عمومی حله بود ازین رو همه مردم شهر او را می شناختند در آن زمان فرماندار حله مردی به نام مر جان صغیر بود به فرماندار خبر رسید که ابوراحج از او و منافقان و اصحاب منافق رسول خدا بد گویی می کند  فرماندار دستور داد  او را بیاورند سپس آنقدر او را زدند که در بستر مرگ افتاد حتی آنقدر به صورتش مشت و لگد زدند که دندانهایش کنده شد و زبانش را بیرون آوردند بینی اش را برید ند و با وضع دلخراشی به عده ای از اوباش و اراذل سپردند آنها ریسمان برگردن او کرده و در کوچه های شهر حله می گردانند به قدری خون از بدن ابو راحج رفت و به او صدمه وارد شده بود که دیگر نمی توانست حرکت کند کسی شک نداشت که او میمیرد .فرماندار تصمیم گرفت او را بکشد ولی جمعی ازحاضران گفتند او پیر مرد فرتوتی است و به اندازه کافی مجازات شده و به زودی می میرد پس از کشتن او صرف نظر کنید فرماندار او را آزاد کرد فردای آن روز مردم ابوراحج را دیدن در حالی که از هر جهت سالم بود و دندانهایش در جای خودقرار گرفته و زخمهای بدنش خوب شده و هیچ اثری از آن همه زخم  نبود و مشغول نماز بود .مردم حیران و با تعجب از وی پر سیدند .چطور شد که اینگونه نجات یافته و جوان شدی او گفت در بستر مرگ افتاده بودم حتی با زبان نتوانسنم دعاکنم  و از مولایم حضرت ولی عصر تقاضای کمک کنم در قلبم به او متوسل شده و به آن بزرگوار پناهنده شدم. وقتی که شب کاملا تاریک شد ناگهان دیدم خانه ام پر از نور شد  در همان دم چشمم به جمال مولایم امام زمان افتاد او جلو آمد و دستش را بر صورتم کشید و فرمود برخیز و برای تامین معاش خانواده‌ات بیرون برو خداوند تو را شفاداد. پس از این ماجرا ابو راحج تا آخر عمرش به صورت جوانی نیرومند و سرخ چهره بود مثل این که او جوانی با بیست  سال زندگی است وقتی این خبر به گوش فرماندار رسید دستور داد تا ابوراحج را بیاورند با دیدن او رعب و وحشتی تکان دهنده بر قلب فرماندار افتاد آنچنان تحت تاثیر قرار گرفت که بر خوردش با شیعیان کاملا عوض شده  بود.

 

کتابی که در دست امام زمان (عج)است :

 

این کتاب همان مصحف امیرالمومنین علی (ع)است که بعد از وفات رسول خدا جمع آوری نمود بدون هیج تغیر وتبدیل و تمام آنچه را که بر آن حضرت رسول نازل شده بود از اعجاز داراست که آن را به صحابه عرضه نمود اما آنها اعراض نمودن پس آن حضرت مصحف را مخفی نمود واین کتاب به حال خود باقی است تا بر دست حضرت مهدی ظاهر شود درآن زمان خلق مامور شوند آن را بخوانند و حفظ نمایند.

 

یاران امام زمان پس از ظهور:

 

روایت شده از شیخ مفید که جمعی از مردگان که به امر خداوند زنده می شوند در رکاب آن حضرت هستند :27  نفر از قوم موسی و هفت نفر اصحاب کهف و یوشع بن نون و سلمان و ابوذر و ابودجانه انصاری و مقداد و مالک اشتر از انصار آن حضرت خواهند بود و آنها حاکم نقاط مختلف خواهند بود و از طرف خدا برای آنها شمشیرهایی از آسمان و برای اصحاب آن حضرت است.

روایت شده هر کس که چهل صبح دعای عهد را بخواند از انصار آن حضرت می باشد حتی اگر قبل از ظهور آن حضرت بمیرد خداوند اورا از قبرش بیرون می آورد که در خدمت آن حضرت باشند.

اصحاب آن حضرت دارای نیرو  و قدرت بیش از اندازه معمول در چشمها و گوشهایشان هستند  به طوری که اگر به اندازه 4  فرسخ از آن حضرت دور باشند و حضرت با ایشان سخن گوید ایشان می شنوند و بسوی آن حضرت نظر می کنند.

 

پس از ظهور (رجعت مسیح):

 

نزول حضرت عیسی روح الله عیسی بن مریم علیه السلام از آسمان برای یاری حضرت مهدی علیه السلام و نماز کردن حضرت علیه السلام در خلف آن جناب چنانکه در روایان بسیار وارد شده بلکه خدای تعالی آن جناب را از مدائح و مناقب آن جناب شمرده چنانکه در کتاب محتضر حسن بن سلیمان حلی مرویست در خبر طولانی که خداوند تبارک و تعالی بر رسول خدا فرمود در شب معراج که عطا فرمودم به تو اینکه بیرون بیاورم از صلب او یعنی علی(ع) یازده مهدی که همه از ذریه تو باشند که آخر مرد ایشان نماز می کند در خلف عیسی بن مریم (ع).

او زمین را پر می کند از عدل چنانچه از ظلم و جور پر شده به وسیله اومردم  را از مهلکه نجات می دهم و از ظلالت به سوی نور هدایت می کنم .

پس از ظهور (بیرون آمدن دو نهر از آب و شیر):

بیرون آمدن دو نهر از آب وشیر در ظهر کوفه که مقر سلطنت آن حضرت است از سنگ حضرت موسی (ع).

 حضرت امام محمد باقر(ع): چون قائم (ع) خروج کند و اراده مکه نماید که متوجه کوفه شود  منادی آن حضرت ندا کند آگاه باشید که کسی حمل نکند طعامی و نه آبی  و حمل نماید  سنگ موسی (ع)را که از آن 12 چشمه آب جاری شده بود پس آن حضرت فرمود که آن حضرت سنگ حضرت موسی را نصب می کند و از آن چشمه ها  جاری می شود پس هر که گرسنه باشد سیر می شود و هر که تشنه با شد سیراب می گردد پس آن سنگ  توشه اینان است تا وارد نجف شوند پشت کوفه چون فرود آمدند در ظهر کوفه جاری می شود از آن پیوسته آب و شیر پس هر کس گرسنه باشد سیر می شود و هر کس سیر باشد سیراب می گردد .

پس از ظهور حضرت قائم سلطنت ایشان تمام زمین را از مشرق و مغر و بر و بحر و کوه و دشت و نمی ماند جائیکه حکمش جاری و امرش نافذ نشود .زمین پر می شود از عدل وداد چنانچه در کمتر خبر الهی یا نبوی خاصی یا امامی ذکری از حضرت مهدی (ع)شده که این بشارت و این منقبت برای آنجناب مذکور نباشد در آن.

حضرت مهدی در میان مردم به علم امامت حکم می فرماید و و بینه و شاهد از احدی نمی خواهد همانند حکم کردن حضرت داود و سلیمان (ع).

بالای سر امام زمان ابری است که حضرت بر آن سوار می شود که آن ابر امام را در راههای هفت آسمان وزمین می برد . پس از ظهور امام زمان عقول مردم تکمیل شده  به برکت وجود امام و کینه و حسد  از د لهایشان می رود  پس از ظهور  امام زمان باران و گیاه و درختان و میوه ها و سایر نعمات ارضیه بسیار شده آنچنان که  گو یند زمین در آنوقت با حالت آن در اوقات دیگر متفاوت است .

 

انتظار فرج :

 

از تکالیف بندگان در ایام غیبت امام انتظار فرج آل محمد در هر آن و ترقب روز و ظهور سلطنت مهدی (ع) پرشدن زمین از عدل و داد است و غالب شدن دین قدرت مند بر جمیع ادیان که خدای متعال به نبی اکرم خود خبر داده و وعده فرموده بلکه بشارت آن را به جمیع پیغمبران داده که چنین روزی خواهد آمد  که جز خدای متعال کسی را پرستش  نکنید و چیزی از دین نماند که از بیم احدی در پرده ستر وحجاب بماند و بلا وشدت از حق پرستان برود چنانچه در زیارت مهدی:

سلام بر مهدی آنچنان که وعده داده خداوند به او جمیع امتها را که جمع کند به وجود او کلمه ها را یعنی اختلاف را از میان ببرد و دین  یکی شود و گرد آورد و پر کند زمین را از عدل و داد و انفاذ فرماید سبب او  وعده فرجی که به مومنین داده و این فرج عظیم را در سنه هفتاد هجری آورده بودند چنانچه شیخ راوندی در خرایج از ابی اسحق سمیعی روایت کرده و او از عمر و بن حمق که گفت داخل شدم بر علی آنگاه که او را ضربت زده بودند در کوفه پس گفتم به آنجناب که  بر تو با کی نیست جز این نیست که این خراشی است  فر مود بجان خود قسم که من از شما مفارقت خواهم کرد آنگاه فرمود تاسنئه هفتاد بلاست و اینرا سه مر تبه فرمود پس گفتم آیا پس از  بلارخائی است  پس مرا جواب نداد و بیهوش  شد پس از آن  دوباره گفتم آیا پس از آن بلارخا است ؟پس فر مود آری بدرستیکه بعد از بلا رخا  است و خداوند  محو می کند آنچه را که می خواهد و ثابت می کند و در نزد اوست ام الکتاب .

حضرت رضا (ع) فرمود: افضل اعمال امت من انتظار فرج است از خداوند عز وجل .

حضرت علی (ع) فرمود: منتظر امر ما مانند کسی است که در خون غلطیده باشد در راه خدا .

پس از ظهور امام زمان بر سر قبر مومنانی می رود که انتظار او را می کشیدن  پس به او می گوید ای فلان به درستی که صاحب  تو ظاهر شد پس اگر خواهی که ملحق شو .اگر می خواهی که اقامت کنی در نعمت  پرودگار خود پس اقامت داشته باش .

امام رضا به دعا کردن  برای حضرت صاحب امر می فرمودند به این دعا:

اللهم ادفع عن ولیک و خلیفتک و حجتک  تا آخر

وصلوات منصوب به امام زمان(ع):

اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه اساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا .

افضل ترین دعاها در زمان غیبت امام زمان دعا برای فرج امام زمان است:

 

معجزات امام زمان درغیبت صغری :

 

روایتی از شیخ ابن باویه که از احمد بن فارس روایت کرده که گفت من وارد شهری شدم ودیدم  همه سنی هستن به جز یک محله که به آن محله بنی راشد می گفتند و همه شیعه بودن علت شیعه بودنشان را سوال کردم ؟ پیرمردی که حالت عرفانی داشت گفت: علت شیعه شد ن ما آن است که جد اعلای ما که ما همه به اومنسوبیم به حج رفته بود روایت کرد که در وقت بازگشت پیاده می آمدم بعد از اینکه کمی از راه را آمدیم در اول قافله خوابیدم که وقتی آخر قافله به من برسد مرا بیدار کنند اما گرمی آفتاب مرا بیدار کرد ودر آن زمان قافله از من گذشته بود توکل کردم به خدا و به راه افتادم کمی از راه را رفته بودم که به مکان سبز و زیبای پر گلی رسید م تا بحال چنین جائی را ندیده بودم چون داخل آن بوستان زیبا شدم متوجه قصری زیبا شدم زمانی که به در آن قصر رسیدم دو خاد م سفید را دیدم که نشسته بودند سلام کردم  با خوشروئی جواب سلامم را دادند گفتند بنشین که خدا لطف بسیاری به تو داشته که تو را به این مکان آورده است یکی از خادم ها داخل قصر شد و بعد از مدت کوتاهی بازگشت گفت بر خیز و داخل شو زمانی که به داخل قصر رفتم دیدم جوانی در داخل نشسته است و ششمیر درازی از سقف آویزان است به طوریکه سر آن شمشیر نزدیک بود مماس شود با سر آن جوان و آن جوان بسیار زیبا رو بود جلو رفتم و سلام  کردم جوان با نهایت مهربانی جواب داد وگفت می دانی من کیستم ؟ 

گفتم نه نمیدانم فرمودند: من قائم آل محمد هستم و در آخر الزمان با این شمشیر خروج خواهم کرد و زمین را پراز عدالت خواهم کرد بعد از آنکه پر از ظلم ستم شده باشد . پس من به خاک افتادم ایشان فرمودند سرت را بلند کن تو مردی هستی از شهر همدان گفتم بله ای سرورم فرمود: می خواهی نزد خانواده‌ات بازگردی گفتم بله ای مولای من می خواهم خانواده ام را از سعادتی که خداوند امروز به من عنایت فرموده باخبر کنم ایشان به غلام خود اشاره فرمودند وغلام دست من را گرفت و کیسه زری به من داد و آن غلام مرا از بوستان بیرون آورد و با من به راه  افتاد مقدارکمی از راه را آمده بودیم که مناره مسجد را دیدم گفت این شهر را می شناسی گفتم این شهر اسد آباد است غلام به من گفت برو به سلامت و نا پدید شد به  شهر وارد شدم و به نزد خانواده ام رفتم و آن چه که دیده بودم برای آنها گفتم در آن کیسه را باز کردم در آن تعداد زیادی اشرفی بود و تا زمانی که از اشرفی ها چیزی باقی بود ما در خیرو نعمت بودیم .

 

 

 

 

#     و.ط  |